تبلیغات
مجله دانشجویی برنامه ریزی - اساتید دانشگاه و محالی به نام دانشگاه اسلامی
 
مجله دانشجویی برنامه ریزی
تهذیب نفس، تحصیل ورزش
درباره وبلاگ


خدایا چنان کن سرانجام کار / تو خشنود باشی و ما رستگار
**تهذیب نفس، تحصیل ورزش**

مدیر وبلاگ : بصیرت مجازی
نظرسنجی
به نظر شما: پراهمیت ترین موضوع مورد بررسی در دانشگاه ها چیست؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


در نظام جمهوری اسلامی ایران، نقش دانشگاه‎ها بسیار اساسی و سرنوشت‎ساز بوده و استقلال فكری آن، اهمیت ویژه‌ای داشته است. چنان‎كه از فحوای كلام امام(ره) بنیانگذار انقلاب بر‎می‌آید که دانشگاه باید اشخاصی را تربیت كند كه غربزده نباشند. دانشگاه‎ها باید از بنیان اصلاح شوند، تا این‌كه فرآورده‌های آن برای جامعه ملموس باشد و مانع از ترقی فرزندان این آب و خاك نشود. رمز رسیدن به این ترقی، اعتماد به نفس ملی و احساس استقلال است. افراد در دانشگاه‎ها در كنار تحصیل علم، باید به تربیت اسلامی نیز دست یابند. دانشگاه‎ها باید خودشان را از غرب جدا كرده و مستقل باشند، زیرا آن‌چه استقلال نظام را تهدید می‌كند، وابستگی نظامی یا اقتصادی نیست، بلكه وابستگی فرهنگی است؛ چراكه دانشگاه مهمترین بستر شكل‎گیری فرهنگ می‌تواند باشد.

دانشگاه بستر تولید علم و گسترش و نشر آن بوده، و این علم به‎خودی خود ارزشمند است. چراكه علم:

در نظام جمهوری اسلامی ایران، نقش دانشگاه‎ها بسیار اساسی و سرنوشت‎ساز بوده و استقلال فكری آن، اهمیت ویژه‌ای داشته است. چنان‎كه از فحوای كلام امام(ره) بنیانگذار انقلاب بر‎می‌آید که دانشگاه باید اشخاصی را تربیت كند كه غربزده نباشند. دانشگاه‎ها باید از بنیان اصلاح شوند، تا این‌كه فرآورده‌های آن برای جامعه ملموس باشد و مانع از ترقی فرزندان این آب و خاك نشود. رمز رسیدن به این ترقی، اعتماد به نفس ملی و احساس استقلال است. افراد در دانشگاه‎ها در كنار تحصیل علم، باید به تربیت اسلامی نیز دست یابند. دانشگاه‎ها باید خودشان را از غرب جدا كرده و مستقل باشند، زیرا آن‌چه استقلال نظام را تهدید می‌كند، وابستگی نظامی یا اقتصادی نیست، بلكه وابستگی فرهنگی است؛ چراكه دانشگاه مهمترین بستر شكل‎گیری فرهنگ می‌تواند باشد.

دانشگاه بستر تولید علم و گسترش و نشر آن بوده، و این علم به‎خودی خود ارزشمند است. چراكه علم:

الف) در جهان‎بینی ما علم از دل دین می‌جوشد و بهترین مشوق علم، دین است. آن‎چنان‎كه امام معصوم(ع) می‌فرماید: «من دوست داشتم بر سر شاگردان تازیانه‌ها بلند می‌شد، برای این‌كه این‌ها را به علم بكشانند.»

ب) علم نور است و این باید مورد نظر قرار گیرد، چراكه علم تنها ابزاری برای پول درآوردن نیست.

ج) این افراد هستند كه با شیوه استفاده از علوم، آن‌ها را به ضد ارزش تبدیل می‌كنند، به ضد انسانیت تبدیل می‌كنند.

د) علم مایه قدرت و ثروت است و اگر كشوری به آن دست پیدا كند، می‌تواند در برابر دیگر كشورها از ارزش‌ها و آرمان‌های خود دفاع كند و در برابر زورگویی‌ها بایستد. امروز علم برای جامعه ما یك موضوع حیاتی و خود، متكی به جامعه دانشگاهی است. دانشگاه باید جایگاه خود را به‎عنوان نقطه عطف تولید علم باور كرده و بداند كه شیوه نگاه به این نقطه عطف در ادامه، مسیر ملت ما را تغییر خواهد داد.



چند صباحی است كه بحث اساتید سكولار و چگونگی برخورد با ایشان بحث اول مجامع دانشگاهی شده است.

مكتب سكولاریسم، مانند بسیارى از اندیشه‎هاى انحرافى مغرب زمین، از یك‎سو محصول و نتیجه بدآموزى‎هاى مسیحیت تحریف شده و از سوى دیگر، حاصل عملكرد غلط متولیان كلیساست.

در ایران اما، نطفه سكولاریسم در عصر قجر (بین دو جنگ جهانی)، آن‌جا كه روس‌ها ایران را شكست دادند، بسته و در جریان مشروطه تثبیت شد. انقلاب اسلامی را باید نقطه آغاز افول سكولاریسم برشمرد؛ چراكه انقلاب اسلامی بر پایه دین و به رهبری فقیهی اسلام‎شناس و با مشاركت مردم مسلمان تحقق یافت. انقلاب اسلامی معلول برخورد تفكر اسلامی و سكولاریسم بود كه نتیجه آن، غلبه تفكر دینی و عقب‎نشینی و انفعال سكولاریسم بود. پس از انقلاب اسلامی، تا مدتی سكولارها انزوا برگزیدند، اما با پایان گرفتن جنگ و فضای آزادی كه فراهم آمد، مجددا به میدان آمدند و از طریق مطبوعات، مصاحبه و نشر كتب، در صدد معارضه با دین و حكومت برآمدند.

همان‎طور كه ملكم‎خان، طالبوف، آخوندزاده و كسروی (در گذشته) به‎جدایی دین از سیاست معتقد بودند، مهندس مهدی بازرگان، عبدالكریم سروش و حتی سیدجواد طباطبایی به اسلام سكولار اعتقاد نشان دادند.

عبدالكریم سروش و مجتهد شبستری تأكید دارند كه اسلام برخلاف مسیحیت دینی دنیوی است و برای سكولار شدن جامعه باید اسلام را به جایگاه واقعی آن یعنی به معنویت بازگرداند. مهندس مهدی بازرگان در آخرین نوشته خود می‎گوید؛ اصل حكومت كردن جزو وظایف دینی نیست. عبدالكریم سروش بیشتر و بیشتر به‎سوی محدود كردن دین به عرفان حركت كرده است. محمد مجتهد شبستری می‌گوید: «دولت یك امر برون دینی است و فقه، ‎اندیشه سیاسی نیست.» او همچنین اضافه می‌كند كه قرآن بر ارزش‌های حكومت و نه فرم حكومت تأكید دارد. البته سروش معتقد است با داشتن قانون از اخلاق بی‎نیاز نیستیم، جایی‎كه قانونی به پایان می‌رسد، نقش اخلاق پدیدار می‌شود و معنی دقیق سكولاریسم هم همین است. به‎زعم سروش، جدایی دین از سیاست از معانی سكولاریسم است، اما معنای دقیق آن تعیین حدود دنیاست.

شاید بتوان گفت پس از دوم خرداد رسانه‌ها و به‎طور ویژه مطبوعات، انعكاسی از مسائل مطرح در سطح و عمق جامعه ایران بودند. در عرصه وسیع‎تر اگر فرهنگ و ادبیات را مد‎نظر قرار دهیم و مثلا به كتاب‎ها و فیلم‎های تولید شده در دوره اخیر نظر افكنیم، حركت به سمت یك جامعه عرفی بیشتر عیان می‌شود.

صدای سكولار شدن جامعه پس از دوم خرداد همان است كه در كتاب‎ها، فیلم‌ها و روزنامه‌ها انعكاس می‌یافت. مثال واضح این فرآیند كتاب «از شاهد قدسی تا شاهد بازاری» بود. ترویج‎كنندگان فرهنگ غربی علم تجربی را مبنای معرفت خود قرار داده و نتیجه گرفته‌اند كه چون علم، همواره در حال رشد و نقض و ابطال است، آدمی از رسیدن به معرفت یقینی در مورد شناخت عالم مادی و ماورای طبیعی و فهم یقینی دین محروم خواهد ماند و رهاورد آن در عرصه اعتقادی نسبیت، شكاكیت و حاكمیت روحیه تساهل و تسامح و در عرصه سیاسی و اجتماعی، دموكراسی تفكیك قوا و در نهایت، طرد معنویت از جامعه است. مایه تأسف، آن است كه این امور، به‎نام اسلام‎شناسی، عرضه می‌شود و كسانی كه اطلاع كافی از آرای هیوم، بیكن، راسل و پوپر ندارند، گمان می‌كنند كه ناشران این توهمات، مبدع نظریه‌های اسلامی هستند.

بكرترین محیط پرورش سكولاریسم محیط دانشگاه‎هاست كه در دهه اخیر، آسیب‌های زیادی دیده است. متأسفانه به مرور زمان و با توجه به مقبولیت نخبگان تحصیل كرده در خارج كشور و به طبع آن تصاحب كرسی‌های تدریس دانشگاهی توسط این قشر، دانشگاه‎ها مكانی مناسب برای رشد و یارگیری سكولارها شد. زیرا غرب‎زدگی این دسته از اساتید باعث شد خود به خود به تبلیغ اندیشه‌ای غربی روی بیاورند كه سكولاریسم یكی از كلیدی‎ترین آن‎هاست.

یك نكته در این‎جا قابل ذكر است كه باید میان مفهوم سكولار و لائیك تفاوت قائل شد. سكولاریسم همان‎طور‎كه گفته شد، بر جدایی دین از سیاست تأكید دارد در حالی كه لائیسم علاوه‎بر جدایی، سیاست را علیه دین می‌شوراند. به‎عنوان مثال و در جهت تبیین بحث اگر مروری بر تاریخ معاصر ایران داشته باشیم، آن‌چه كه رضا پهلوی از زمان به حكومت رسیدن خود تا سفر به تركیه انجام می‌دهد در چهارچوب سكولاریسم بوده است و آن‌چه بعد از سفر انجام می‌دهد، یعنی قضایای كشف حجاب، ممانعت از برگزاری مراسمات مذهبی و... در قالب لائیسم است.

از این رو، می‌بایست اساتید غیرانقلابی را در دو دسته قرار داد: دسته‌ای كه در كلاس‌های درس و در نگاشته‎های‎شان تأكید بر ناكارآمدی دین برای اداره حكومت، فردی كردن دین و... دارند و دسته‌ای دیگر آن‎ها كه پیاده‎نظام ایسم‌ها هستند و كمر به نابودی اسلام و انقلاب بسته‎اند، كه مطمئنا در مقام برخورد و پیگیری با یكدیگر تفاوت دارند.

بنیانگذار كبیر جمهوری اسلامی ایران؛ حضرت امام خمینی(ره) در این خصوص فرموده‎اند: «بالاترین چیزی كه دشمنان كشورهای مستضعف و كشور اسلامی از طرف مخالفین با بشریت انگشت رویش گذاشته‎اند، دانشگاه است. برای این‌كه آن‎ها خوب می‌دانند اگر دانشگاه در خدمت‎شان باشد، یعنی همه كشور در خدمت آن‎هاست. دانشگاه است كه امور كشور را اداره می‌كند. دانشگاه است كه نسل آینده و حاضر را تربیت می‌كند و اگر چنان‎چه دانشگاه در اختیار چپاولگران شرق و غرب باشد، كشور در اختیار آنان است. آن قدری كه دانشگاه هدف بوده، جاهای دیگر نبوده است.»

مقام معظم رهبری نیز در رابطه با دانشگاه و اهمیت آن برای دشمنان انقلاب اسلامی می‌فرمایند: «تهاجم فرهنگی دشمن به صورتی است كه شما ناگهان در مدرسه‎ها، در خیابان‌های ما، در جبهه‌های ما، در حوزه علمیه ما، در مدارس و دانشگاه‎های ما، نشانه‌های آن را خواهید دید. یك مقداری هم الان دارید می‌بینید. بعدا هم بیشتر خواهد شد.»

لذا اساتید سكولار دانشگاه‎ها به‎عنوان پیاده نظام‌های داخلی جبهه جنگ نرم استكبار جهانی و صهیونیسم بین‎الملل بر ضد امنیت نرم جمهوری اسلامی ایران به‎حساب می‌آیند. این بانیان سكولاریسم در جهت حاكمیت فرهنگ لیبرال دموكراسی در كشور از سویی به مبارزه با اسلام می‌پردازند و از سوی دیگر، تلاش می‌كنند كه با احیای تاریخ قبل از ایران اسلامی، ترویج ظواهر فرهنگ غرب و انسان محوری و نه خدامحوری، ایدئولوژی و گفتمان حاكم را تغییر داده و ذائقه جدیدی را ایجاد و نهادینه كنند.

در مقام عمل و اجرا ورود درست به این مقوله می‌تواند نقش بزرگی در راستای اسلامی شدن دانشگاه‎ها ایفا كند و انقلاب فرهنگی دومی را رقم بزند. از طرف دیگر، در شرایط كنونی جامعه ما و بعد از حماسه 9 دی و 22 بهمن، نوع توقعات مردم از مسئولین در حصول خواسته‎های‎شان متفاوت شده است. به‎گونه‌ای كه جای هیچ مسامحه و ملاحظه را در قالب محافظه‎كاری باقی نگذاشته است. حدود و ثغور مصلحت را نیز كه رهبری مشخص كرده‎اند.

لذا ذكر چند نكته ضروری به نظر می‌رسد:

الف) اسلامی كردن دانشگاه‎ها، زدودن دانشگاه‎ها از اساتید سكولار و لائیك، اسلامی كردن علوم انسانی و... كاری نیست كه فقط با بخشنامه‌ها و آیین‎نامه صورت پذیرد، هر چند كه هر كاری با پشتوانه قانونی صورت می‌گیرد، اما نباید از فرهنگ‎سازی و زمینه‎سازی برای بهبود و درمان غافل شد. اشتباهی كه به‎خاطر اولویت نبودن بحث در طول دولت‌های قبلی به كرات مشاهده شده است.

ب) تعداد این اساتید در جامعه دانشگاهی ما بسیار محدود است و تعداد اساتید انقلابی، متعهد و متخصص كه پیشرفت‌های علمی ایران در این 30 سال مدیون آن‎هاست، در اكثریت قرار دارد.

ج) در مرحله درمان این معضل دانشگاهی باید برخورد مقتضی با اساتید متخلف صورت گیرد و آیین‎نامه‎هایی تدوین شود. اما مهمتر از آن، در مرحله پیشگیری با نگاهی به آینده باید ضوابط مناسبی را برای جذب اساتید و هیئت‌های علمی و مانیتورینگ مستمر چگونگی خدمت آنان طراحی كرد.

د) سیاسی كردن مباحث و دامن زدن به فضای رسانه‌ای و غوغا سالارانه، آسیب بزرگ این حركت عظیم است، چراكه حواشی را افزایش داده، ادامه روند را كند می‌كند و با ایجاد یك فضای غبارآلود سعی بر تحمیل شرایط بر تصمیم‎گیران امور می‌شود.

در پایان، این مقال را با طرح این سئوال كه «‌ایده‎آل چیست و رسالت انبیایی اساتید در گفتمان انقلاب اسلامی چگونه گنجانیده می‌شود» و پاسخی درخور، صریح و رسا از مقام معظم رهبری(مدظله العالی) به پایان می‌رسانیم:

«جایگاه اساتید در میان دانشگاهیان بسیار با اهمیت و تأثیر‎گذار هستند. چراكه می‌تواند محیط دانشجویی را تحت تاثیر قرار دهد. استاد باید سرشار از عشق به اسلام و انقلاب و غرور ملی و دینی باشد، كه این معیار استاد ایده‎آل است... استاد واقعا باید احساس غرور ملی و غیرت دینی بكند و سرشار از روحیه دینی باشد؛ یعنی حقیقتا بخواهد كار كند و این جوان‌ها را مثل بچه‌های خودش پرورش دهد... استاد باید مدافع خلاقیت و نوآوری و ابتكار باشد.»

«استاد باید از جریانات جهان آگاه باشد، استاد ما در محیط كلاس، به‎خاطر اثرگذاریش باید این چیزها را بداند... كه لازمه‎اش دانستن سیاست است.. استاد باید سیاست‎زده نباشد؛ نه این‎كه سیاست نفهمد... سیاست دانستن و سیاسی بودن، غیر از سیاست‎زده بودن و سیاسی‎كار بودن است.»




نوع مطلب :
برچسب ها : اساتید دانشگاه و محالی به نام دانشگاه اسلامی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 28 آذر 1391
بصیرت مجازی
دوشنبه 27 شهریور 1396 09:14 ق.ظ
I am in fact delighted to read this weblog posts which carries
lots of useful facts, thanks for providing these information.
چهارشنبه 1 شهریور 1396 02:10 ب.ظ
Wow, this paragraph is fastidious, my younger sister is analyzing these kinds of things, thus I am going
to convey her.
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:44 ب.ظ
This site was... how do you say it? Relevant!!
Finally I have found something which helped me.
Thank you!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر