تبلیغات
مجله دانشجویی برنامه ریزی - تهذیب و تزكیه نفس از نگاه امام خمینی (ره)
 
مجله دانشجویی برنامه ریزی
تهذیب نفس، تحصیل ورزش
درباره وبلاگ


خدایا چنان کن سرانجام کار / تو خشنود باشی و ما رستگار
**تهذیب نفس، تحصیل ورزش**

مدیر وبلاگ : بصیرت مجازی
نظرسنجی
به نظر شما: پراهمیت ترین موضوع مورد بررسی در دانشگاه ها چیست؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

در اهمیت تهذیب و تزكیه ی نفس باید گفت تزکیه ی نفس علاوه بر انجام واجبات و ترک محرمات، پاک شدن انسان از صفات رذیله ی حیوانی را نیز لازم دارد، که البته مراحل تزکیه ی نفس برای تعلیم و تعلم علوم معنوی و اخلاقی باید زیر نظر استاد اخلاق و طبیب متخصص روح صورت پذیرد. استاد اخلاق نیز باید عالم ربانی و کاملاً در صراط مستقیم بوده و کوچکترین حرف و نظری جدای از مکتب اهل بیت (ع) نداشته باشد.[1]



[1]. تفسیر الامام العسکری صفحه 299، بحاالنوار جلد 2 صفحه 88.

 

در اهمیت تهذیب و تزكیه ی نفس باید گفت تزکیه ی نفس علاوه بر انجام واجبات و ترک محرمات، پاک شدن انسان از صفات رذیله ی حیوانی را نیز لازم دارد، که البته مراحل تزکیه ی نفس برای تعلیم و تعلم علوم معنوی و اخلاقی باید زیر نظر استاد اخلاق و طبیب متخصص روح صورت پذیرد. استاد اخلاق نیز باید عالم ربانی و کاملاً در صراط مستقیم بوده و کوچکترین حرف و نظری جدای از مکتب اهل بیت (ع) نداشته باشد.[1]

به کوی عشق منه بی دلیل راه، قدم                           که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد

سعی نابرده در این راه بجائی نرسی                           مزد اگر می طلبی، طاعت استاد ببر[2]

حضرت امام خمینی (ره) در زمینه ی لزوم استاد در علوم معنوی و اخلاقی، مکرر فرموده اند: «استاد اخلاق برای خود معین کنید، جلسه وعظ و خطابه و پند و نصیحت تشکیل دهید. خودرو نمی توان مهذب شد. اگر حوزه ها همین طور از داشتن مربی اخلاق و جلسات پند و اندرز خالی شد محکوم به فنا خواهد بود. چطور شد علم فقه و اصول به مدرس نیاز دارد، درس و بحث می خواهد، برای هر علم و صنعتی در دنیا استاد لازم است؟! لکن علوم معنوی و اخلاقی به تعلیم و تعلم نیاز ندارد؟! و خودرو و بدون معلم حاصل می گردد؟! کراراً شنیده ام سید جلیلی معلم اخلاق شیخ انصاری (ره) است».[3] تربیت روحی و داشتن استاد اخلاق یکی از ضروریات زندگی انسانی است و حتی ائمه اطهار (ع) فرموده اند: هلاک است کسی که استاد حکیمی ندارد تا او را تریت و راهنمایی کند[4].

 

قدم اوّل در تهذیب

تا كى مى‏ خواهید در خواب غفلت به سر برید، و در فساد و تباهى غوطه‏ ور باشید؟ از خدا بترسید؛ از عواقب امور بپرهیزید؛ از خواب غفلت بیدار شوید. شما هنوز بیدار نشده ‏اید؛ هنوز قدم اول را برنداشته‏ اید. قدم اول در سلوك «یقظه» است. ولى شما در خواب به سر مى‏ برید؛ چشم ها باز و دل ها در خواب فرو رفته است. اگر دل ها خواب آلود و قلب ها بر اثر گناه سیاه و زنگ زده نمى ‏بود، این طور آسوده خاطر و بی تفاوت به اعمال و اقوال نادرست ادامه نمى‏ دادید. اگر قدرى در امور اخروى و عقبات هولناك آن فكر مى‏ كردید، به تكالیف و مسئولیت هاى سنگینى كه بر دوش شماست بیشتر اهمیت مى‏ دادید.

شما عالم دیگرى هم دارید؛ معاد و قیامتى نیز براى شما هست (مثل سایر موجودات كه عود و رجعت ندارند نمى ‏باشید) چرا عبرت نمى‏ گیرید؟ چرا بیدار و هوشیار نمى‏ شوید؟ چرا این قدر با خاطر آسوده به غیبت و بدگویى نسبت به برادران مسلمان خود مى‏ پردازید، و یا استماع مى ‏كنید؟ هیچ مى‏ دانید این زبانى كه براى غیبت دراز مى ‏شود در قیامت زیر پاى دیگران كوبیده مى‏ گردد؟ آیا خبر دارید كه«الغیبة ادام كلاب النّار». هیچ فكر كرده‏ اید كه این اختلافات، عداوته ها، حسدها، بدبینی ها، خودخواهی ها، و غرور و تكبر، چه عواقب سوئى دارد؟ آیا مى ‏دانید عاقبت این اعمال رذیله و محرمه ی جهنم بوده، ممكن است خداى نخواسته به خلود در نار منجر شود؟ خدا نكند انسان به امراض بی درد مبتلا گردد. مرض هایى كه درد دارد انسان را وادار مى ‏كند كه در مقام علاج برآید؛ به دكتر و بیمارستان مراجعه كند؛ لیكن مرضى كه بی درد است و احساس نمى‏ شود بسیار خطرناك مى ‏باشد. وقتى انسان خبردار مى‏ گردد كه كار از كار گذشته است. مرض هاى روانى اگر درد داشت باز جاى شكر بود، بالاخره انسان را به معالجه و درمان وا مى ‏داشت؛ ولى چه توان كرد كه این امراض خطرناك درد ندارد. مرض غرور و خودخواهى بی درد است. معاصى دیگر بدون ایجاد درد قلب و روح را فاسد مى‏ سازد. این مرض ها نه تنها درد ندارد، بلكه ظاهر لذت بخشى نیز دارد، مجالس و محافلى كه به غیبت مى ‏گذرد خیلى گرم و شیرین است! حب نفس و حب دنیا كه ریشه ی همه گناهان است  لذت بخش مى ‏باشد. مستسقى  از آب تلف مى ‏شود، ولى تا آخرین نفس از آشامیدن آن لذت مى ‏برد. و قهراً اگر انسان از مرضى لذت برد و درد هم نداشت، دنبال معالجه نخواهد رفت؛ و هر چه به او اعلام خطر كنند كه این كشنده است، باور نخواهد كرد.

اگر انسان به مرض دنیاپرستى و هواخواهى مبتلا شد، محبت دنیا قلب او را فرا گرفت، از غیر دنیا و ما فیها بیزار مى‏شود؛ العیاذ باللّه نسبت به خدا و بندگان خدا و به‏ پیامبران و اولیاى الهى و ملائكة اللّه دشمنى مى ‏ورزد، و احساس حقد و كینه مى‏ كند؛ و آن گاه كه فرشتگان به امر خداى سبحان براى گرفتن جان او مى ‏آیند، سخت احساس تنفر و انزجار مى‏ كند، زیرا مى ‏بیند كه خداوند و ملائكة اللّه مى ‏خواهند او را از محبوبش (دنیا و امور دنیوى) جدا سازند؛ و ممكن است با عداوت و دشمنى حضرت حق تعالى از دنیا برود.

یكى از بزرگان قزوین، رحمه اللّه تعالى، نقل مى‏كرد كه به‏ بالین مردى كه در حال احتضار بود حاضر شدم. در آخرین دقایق زندگى چشم باز كرد و گفت: ظلمى كه خدا به من كرد، هیچكس نكرده است! زیرا با چه خون جگرى این بچه‏ ها را پرورش داده بزرگ كرده‏ام؛ اكنون مى ‏خواهد مرا از آنان جدا سازد! آیا ظلمى بالاتر از این مى‏شود؟ اگر انسان خود را مهذب نكند و از دنیا منصرف نسازد و حبّ آن را از دل بیرون ننماید، بیم آن مى‏رود كه هنگام مرگ با قلبى لبریز از بغض و كینه نسبت به خداوند و اولیاى او جان سپرد. با چنین سرنوشت شومى دست به گریبان است.

آیا این بشر افسار گسیخته اشرف مخلوقات است، یا در حقیقت شرّ مخلوقات مى ‏باشد؟ «وَ الْعَصْرِ انَّ الانْسانَ لَفى خُسْر الاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» در این سوره فقط «مؤمنین» را كه داراى عمل صالح ‏اند استثنا فرموده است. و «عمل صالح» عملى است كه با روح سازش داشته باشد. ولى مى‏ بینى كه بسیارى از اعمال انسان با جسم سازش دارد. «تواصى» هم در كار نیست. اگر بنا باشد حبّ دنیا و حبّ نفس بر شما غلبه كند و نگذارد حقایق و واقعیات را درك كنید، عمل‏ خود را براى خدا خالص گردانید، شما را از تواصى به حق و تواصى به صبر باز دارد، سدّ راه هدایت شما گردد، در خسران قرار گرفته ‏اید؛ خسر الدنیا و الآخره هستید. زیرا جوانى، را داده ‏اید، از نعمت هاى جنت و مزایاى اخروى نیز محروم مانده‏ اید، و دنیایى هم ندارید. دیگران اگر به بهشت الهى راه ندارند، درهاى رحمت خداوندى به روى آنان بسته شده و در آتش جهنم مخلد خواهند بود، اقلاً دنیایى دارند؛ از مزایاى دنیوى برخوردارند؛ ولى شما! بپرهیزید از اینكه خداى نخواسته حبّ دنیا و حبّ نفس به تدریج در شما رو به فزونى نهد، و كار به آنجا رسد كه شیطان بتواند ایمان شما را بگیرد.گفته مى‏شود تمام كوشش شیطان براى ربودن ایمان است. تمام وسایل و جدّیت هاى شبانه‏ روزى او براى این است كه ایمان انسان را برباید. كسى سند نداده كه ایمان شما ثابت بماند. شاید ایمان «مستودع» باشد، و آخر كار شیطان از شما بگیرد، و با عداوت خداوند تبارك و تعالى و اولیاى او از دنیا بروید. یك عمر از نعمت هاى الهى استفاده كرده، سر سفره امام زمان (ع) نشسته، و آخر كار خداى نخواسته بى ‏ایمان و با دشمنى با ولی نعمت خود جان بسپرید. بكوشید اگر علقه، ارتباط، و محبتى به دنیا دارید، قطع نمایید. این دنیا با تمام زرق و برق ظاهریش ناچیزتر از آن است كه قابل محبت باشد، چه رسد كه انسان از همین مظاهر زندگى هم محروم باشد.

شما از دنیا چه دارید كه به آن دل ببندید؟ شمایید و این مسجد و محراب و مدرسه و یا كنج خانه؛ آیا صحیح است كه بر سر مسجد و محراب با یكدیگر رقابت كرده ایجاد اختلاف نمایید و جامعه را فاسد كنید؟ و تازه اگر همانند اهل دنیا داراى زندگى مرفه و مجللى باشید و خداى نخواسته، عمر خود را با عیش و نوش سپرى سازید، پس از پایان عمر مى‏ بینید كه همانند خواب خوشى گذشته است، ولى عقوبات و مسئولیاتش همیشه گریبان گیر شما خواهد بود.

این زندگى زودگذر به ظاهر شیرین (بنابر این كه خیلى شیرین بگذرد) در مقابل عذاب غیر متناهى چه ارزشى دارد؟ عذاب اهل دنیا گاهى نامتناهى است. تازه اهل دنیا كه خیال مى ‏كنند به دنیا دست یافته و از تمام مزایا و منافع آن بهره‏ مندند، دچار غفلت و اشتباه مى‏ باشند. هر كسى دنیا را از دریچه ی محیط و محل زیست خود مى ‏نگرد، و خیال مى‏ كند دنیا همان است كه او دارد. این عالم اجسام وسیع تر از آن است كه بشر تصور كرده‏ بر آن دست یافته، و آن را كشف و سیر مى‏ نماید. این دنیا با تمام این ابزار و وسایل در روایت وارد شده كه ما نظر إلیها نظر رحمة بنابراین باید دید عالم دیگر كه خداوند تبارك و تعالى به آن نظر رحمت فرموده چه گونه مى‏باشد.  

«معدن عظمت» كه انسان را به آن فرا مى ‏خواند چیست و چه گونه است. بشر كوچكتر از آن است كه بفهمد معدن عظمت چه مى ‏باشد. شما اگر نیت خود را خالص كنید، عمل خود را صالح نمایید، حبّ نفس و حبّ جاه را از دل بیرون كنید، مقامات عالیه و درجات رفیعه براى شما تهیه و آماده مى ‏باشد. مقامى كه براى بندگان صالح خدا در نظر گرفته شده، تمام دنیا و مافیها، با آن جلوه‏ هاى ساختگى، در مقابل آن به قدر پشیزى ارزش ندارد. بكوشید به چنین مقامات عالیه برسید. و اگر توانستید، خود را بسازید و ترقى دهید تا آنجا كه به این مقامات عالیه و درجات رفیعه هم بى ‏اعتنا باشید؛ و خدا را براى رسیدن به این امور عبادت نكنید، بلكه چون سزاوار عبادت و كبریایى است او را بخوانید و در مقابل او سجده كرده سر به خاك بسایید. آن وقت است كه «حجب نور» را پاره كرده به «معدن عظمت» دست یافته‏اید.

آیا شما با این اعمال و كردارى كه دارید، با این راهى كه مى‏روید، به چنین مقامى مى‏توانید دست یابید؟ آیا نجات از عقوبات الهى و گریز از عقبات هولناك و آتش جهنم به آسانى ممكن خواهد بود؟ شما خیال مى ‏كنید گریه ‏هاى ائمه طاهرین و ناله ‏هاى حضرت سجاد (ع) براى تعلیم بوده و مى‏ خواسته‏اند به دیگران بیاموزند؟ آنان با تمام آن معنویات و مقام شامخى كه داشتند از خوف خدا مى‏ گریستند؛ و مى‏ دانستند راهى كه در پیش دارند پیمودنش چه قدر مشكل و خطرناك است. از مشكلات، سختی ها، ناهمواری هاى عبور از صراط، كه یك طرف آن دنیا و طرف دیگرش آخرت مى ‏باشد و از میان جهنم مى‏ گذرد، خبر داشتند؛ از عوالم قبر، برزخ، قیامت، و عقبات هولناك آن، آگاه بودند؛ از این روى هیچ گاه آرام نداشته همواره از عقوبات شدید آخرت به خدا پناه مى ‏بردند.

شما براى این عقبات هولناك توان فرسا چه فكرى كرده و چه راه نجاتى یافته ‏اید؟ چه وقت مى‏خواهید در مقام اصلاح و تهذیب خود برآیید؟ شما كه اكنون جوانید، نیروى جوانى دارید، بر قواى خود مسلط مى ‏باشید و هنوز ضعف جسمى بر شما چیره نشده است، اگر به فكر تزكیه و ساختن خویش نباشید، هنگام پیرى كه ضعف، سستى، رخوت و سردى بر جسم و جان شما چیره شد و نیروى اراده، تصمیم و مقاومت را از دست دادید و بار گناه و معصیت قلب را سیاه تر ساخت، چه‏ گونه مى ‏توانید خود را بسازید و مهذب كنید؟ هر نفسى كه مى ‏كشید، هر قدمى كه بر مى‏ دارید، و هر لحظه ‏اى كه از عمر شما مى ‏گذرد، اصلاح مشكل تر گردیده ممكن است ظلمت و تباهى بیشتر شود. هر چه سن بالا رود، این امور منافى با سعادت انسان زیادتر شده قدرت كمتر مى‏ گردد؛ پس، به پیرى كه رسیدید دیگر مشكل است موفق به تهذیب و كسب فضیلت و تقوى شوید؛ نمى‏ توانید توبه كنید؛ زیرا توبه با لفظ اتوب إلى اللّه تحقق نمى‏ یابد؛ بلكه ندامت و عزم بر ترك لازم است. پشیمانى و عزم بر ترك گناه براى كسانى كه پنجاه سال یا هفتاد سال غیبت و دروغ مرتكب شده، ریش خود را در گناه و معصیت سفید كرده ‏اند، حاصل نمى‏ شود. چنین كسانى تا پایان عمر مبتلایند. جوانان ننشینند كه گرد پیرى سر و روى آنان را سفید كند. (ما به پیرى رسیده‏ایم و به مصایب و مشكلات آن واقفیم) شما تا جوان هستید مى‏ توانید كارى انجام دهید؛ تا نیرو و اراده ی جوانى دارید مى‏ توانید هواهاى نفسانى، مشتهیات دنیایى، و خواسته‏ هاى حیوانى، را از خود دور سازید. ولى اگر در جوانى به فكر اصلاح و ساختن خود نباشید، دیگر در پیرى كار از كار گذشته است. تا جوانید فكرى كنید؛ نگذارید پیر و فرسوده شوید. قلب جوان لطیف و ملكوتى است و انگیزه ‏هاى فساد در آن ضعیف‏ مى‏ باشد؛ لیكن هر چه سن بالا رود ریشه گناه در قلب قوی تر و محكم تر مى ‏گردد؛ تا جایى كه كندن آن از دل ممكن نیست. چنان كه در روایت است «قلب انسان ابتدا مانند آینه صاف و نورانى است. و هر گناهى كه از انسان سر بزند، یك نقطه ی سیاه بر روى قلب فزونى مى‏ یابد» تا جایى كه قلب را سیاه كرده، ممكن است شب و روزى بدون معصیت پروردگار بر او نگذرد. و به پیرى كه رسید، مشكل است قلب را به صورت و حالت اول باز گرداند.

شما اگر خداى نخواسته خود را اصلاح نكردید و با قلب هاى سیاه، چشم ها، گوش ها، و زبان هاى آلوده به گناه از دنیا رفتید، خدا را چه‏گونه ملاقات خواهید كرد؟ این امانات الهى را كه با كمال طهارت و پاكى به شما سپرده شده چه‏گونه با آلودگى و رذالت مسترد خواهید داشت؟ این چشم و گوش كه در اختیار شماست، این دست و زبانى كه تحت فرمان شماست، این اعضا و جوارحى كه با آن زیست مى‏ كنید، همه امانات خداوند متعال مى ‏باشد كه با كمال پاكى و درستى به شما داده شده است؛ اگر ابتلا به معاصى پیدا كرد آلوده مى‏ گردد؛ خداى نخواسته اگر به محرمات آلوده شود، رذالت پیدا مى‏ كند و آن گاه كه بخواهید این امانات‏ را مسترد دارید، ممكن است از شما بپرسند كه راه و رسم امانتدارى این گونه است؟ ما این امانت را این طور در اختیار شما گذاشتیم؟ قلبى كه به شما دادیم چنین بود؟ چشمى كه به شما سپردیم این گونه بود؟ دیگر اعضا و جوارحى كه در اختیار شما قرار دادیم چنین آلوده و كثیف بود؟ در مقابل این سؤال ها چه جواب خواهید داد؟ خداى خود را با این خیانت هایى كه به امانت هاى او كرده ‏اید چه ‏گونه ملاقات خواهید كرد؟ شما جوانید؛ جوانى خود را در این راه گذاشته ‏اید، در صورتى كه از نظر دنیوى براى شما چندان نفعى ندارد؛ اگر این اوقات گران بها و بهار جوانى را در راه خدا و هدفى مقدس و مشخص به كار اندازید، ضرر نكرده ‏اید، بلكه دنیا و آخرت شما تأمین است. لیكن اگر وضع شما به همین منوال باشد كه اكنون مشاهده مى‏ گردد، جوانى خود را تلف كرده و لباب عمر شما بیهوده سپرى شده است؛ و در عالم دیگر در پیشگاه خدا سخت مسئول و مؤاخذ خواهید بود؛ در صورتى كه كیفر این اعمال و كردار مفسده انگیز شما تنها به عالم دیگر محدود نمى ‏گردد؛ در این دنیا نیز با مشكلات، مصایب، و گرفتاری هاى شدید و گوناگون دست به گریبان بوده در گرداب بلا و تیره‏ بختى خواهید افتاد.

از نظر امام تهذیب و تزكیه نفس زیر بناء تمام اعمال و كردار نیكو است كه باید انسان رفتارهای اخلاقی خود را ساخته تا مبانی اعتقادی و اصولی را با توجه به رفتار و عمل‌كردهای نیكو و زیبائی خود پایه‌ گذاری و ایجاد نماید؛ زیرا اعتقادات صحیح بسان درختی است كه چون ریشه ی آن در زمین روح انسان قرار گرفته و شاخه‌ های فراوان فضایل اخلاقی را به وجود می ‌آورد و رفتارهای شایسته میوه ‌های همیشگی این درخت به شمار می‌ آیند.






نوع مطلب : تهذیب، 
برچسب ها : تهذیب و تزكیه نفس از نگاه امام خمینی (ره)،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 5 اسفند 1392
بصیرت مجازی
چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:19 ب.ظ
Just desire to say your article is as astonishing.
The clearness to your submit is just great
and that i can think you're knowledgeable on this subject.
Fine with your permission let me to clutch your RSS feed to
stay up to date with approaching post. Thanks
a million and please carry on the gratifying work.
شنبه 14 مرداد 1396 09:17 ق.ظ
I am extremely impressed with your writing talents and also with the structure in your weblog.
Is that this a paid theme or did you modify it your self?

Either way keep up the nice quality writing, it is uncommon to peer
a great blog like this one nowadays..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر